خرید بک لینک
چند روز پیش با داداش رفتیم سینما

فیلم( خوب. بد. جلف)

توی سالن در حین دیدن فیلم بودیم که یهو داداش با ناراحتی رو کرد به منو

گفت: تو خوابی؟

منم گفتم نه بیدارم ولی حالم داره از دیدن فیلم بهم میخوره

داداشم گفت به مادر میگم خواب بودی ودیگه همراه خودم نمیبرمت

منم گفتم : خواهش میکنم

دیگه هر چند دقیقه یک بار داداش منو چک میکرد که ببینه خواب رفتم یا نه

خلاصه خودش خسته شد گفت بریم ولی به مادر میگم

دیگه ما هم بلند شدیم و رفتیم به سمت خونه

حالا دیگه جرات نمیکنم به داداش بگم با هم بیرون بیرون

برچسب: سینما, نویسنده: سینا رحمانی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 15:17

صفحه بندی