خرید بک لینک
چند روز پیش من وداداشم رفتیم پارک . اینقدر التماس کردم تا منو برد پارک

آخه میگه هروقت میام همراش همه فکر میکنن ما زن وشوهریم

یه بار با هم رفته بودیم مطب دکتر. یه خانم مسن نشست کنارم

توی گوشم گفت: شوهرت چقدر نگرانته. منم گفتم ایشون داداشمه

یه دفعه همه خانما بلند گفتن آخیی گفتیم بهشون نمیخوره زن و شوهر باشن

یعنی همه مردا شنیدن... چقدر بعضی زنها فضولن

اینم از شباهت ما دوتا

داداش بهم گفته اگه بچه ی خوبی باشم دوباره منو بیرون میبره

برچسب: شباهت, نویسنده: سینا رحمانی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 15:17

صفحه بندی